اهل تهرانم
روزگارم بد نیست
چاه نفتی دارم
پول گازی
سر سوزن عقلی
رهبری دارم بهتر از گاو دوان
دوستانی، دستشان داغ ودرفش
و سخنگویی که همین نزدیکیست
لای این شب بوها
گوییا میشاشد پای آن کاج بلند
اهل تهرانم
ازهمان روز که خوردم پپسی
توی میدان ولیعصر شدم تهرانی
اهل تهرانم
پیشهام حرافیست
گاه گاهی قفسی میسازم توی اوین
تا به آواز جوانی که در آن زندانیست
غم بدبختیتان تازه شود
چه خیالی، چه خیالی میدانم
همشون بیجانند
خوب میدانم حاصل دولت من بی نانیست
من مسلمانم
برسرم هالهى نور
جانمازم پرچم، مهرم زور
قصر سجادهى من
من وضو باخون مردم پیر و جوان میگیرم
من نمازم را پی تکبیرةالحرام فقیه
پى قدقامت شورای نگهبان خواندم
کعبهام بر لب چاه
کعبهام درتوی جمکران افتادهست
کعبهى من مث یک زندانی
میرود راه به راه میرود بند به بند
حجرالاسود من کلهى تار و سیاه اوباماست
اهل تهرانم
نسبم شاید برسد به یه هندونهى کالی در چین
نسب من شاید به پسرعمهى چاوز برسد
رهبرم بیخبر از خواب پرید
جنتي زیبا شد
مرد بقال از من پرسید
چند مثقال کراک میخواهی
من ازاو پرسیدم
رأی مفت سیری چند.
۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر