۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

ديكتاتور

دست و پايي كه تومي‌زني
گورت را عميق‌ترمي‌كند
به پشت خوابيده‌اي
و من حتا قطره‌يي از تنم را
به نجاست تو آلوده نمي‌كنم.
زنده‌يي متعفني
كه حتا لاشخورها هم بالاي سرت هاله‌يي نمي‌سازند
زهي شرافت كركس!
مرداري آدمخواري
كه حتا مارها بركتف‌هايت نمي‌رويند
زهي شرافت مار!

عمامه‌هاي سرپيچت را مي‌بينم
سفيد و سياه
بر گذرگاه‌ها
كه كرم‌ها بر آن مي‌لولند
زهي شرافت كرم!
12 مرداد 1388

خروش آزاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر