سيمرغ مظلوم
اي پير فرزانهي ميدان پاستور
اين كارگر جنوبي مُرد از شب و روز گرسنگي انتظار ديدار تو.
پس راستي چطور پاستور را رفتوآمد هي ميكني
كه نميبينيمات ما امت هميشه در صحنه.
فقط گاهي فرياد اشكآلود درد سوراخي از پاستور برميخيزد
با خس و خاشاك
و ما امت با باتوم كيرگون تو در دهانمان
و چشمهاي درآمده از جا و سر به آسمان
روحانيت بالبال زدنات را بر فراز ميدان پاستور
به جان خسته درميآميزيم چون ميِ رباني
وه كه عجب! اين هليكوپتر تو بود
همان بالگرد حداد عادل
در سير اليالحق
كه از روي پاستور برخاست
اي سيمرغ فرزانه.
پس بگو دردانهي ما تو با هليكوپتر پاستور را ميكني
هي رفتوآمد.
و خون اين رفتوآمد كردن پاستور را
سگان عزا بر بدن كارگر جنوبي ليس ميزنند تا پيدا نباشد كه تو كردي
اي امام! آخر چرا يواشكي نميكردي؟
بد جوري لو رفته است
پارگياش را پاستور عربده ميزند، مقعدش خونين است.
اي رهبر فرزانه! آخر چرا تو اينقدر بد كردي؟
سيمرغ روحاني آقا! يك بار هم روي نيزهي ميدان حر بشين
كلاغهاي سيصدسالهي مدفوعخورت خُب خسته ميشوند
از بس كه تو بالا ميپري اي عارف رباني.
نيزهي حر اما بد نيست، روي آن استراحتي بكن
تو خيلي خستهاي، حالات خوب نيست.
بدن عليل و جان بيارزشي داري سيمرغ فرزانه!
بر قلهي قاف با كلاغهايات كه رسيدي
شافاش بكن.خوب ميشوي به خدا.
اي پير فرزانهي ميدان پاستور
اين كارگر جنوبي مُرد از شب و روز گرسنگي انتظار ديدار تو.
پس راستي چطور پاستور را رفتوآمد هي ميكني
كه نميبينيمات ما امت هميشه در صحنه.
فقط گاهي فرياد اشكآلود درد سوراخي از پاستور برميخيزد
با خس و خاشاك
و ما امت با باتوم كيرگون تو در دهانمان
و چشمهاي درآمده از جا و سر به آسمان
روحانيت بالبال زدنات را بر فراز ميدان پاستور
به جان خسته درميآميزيم چون ميِ رباني
وه كه عجب! اين هليكوپتر تو بود
همان بالگرد حداد عادل
در سير اليالحق
كه از روي پاستور برخاست
اي سيمرغ فرزانه.
پس بگو دردانهي ما تو با هليكوپتر پاستور را ميكني
هي رفتوآمد.
و خون اين رفتوآمد كردن پاستور را
سگان عزا بر بدن كارگر جنوبي ليس ميزنند تا پيدا نباشد كه تو كردي
اي امام! آخر چرا يواشكي نميكردي؟
بد جوري لو رفته است
پارگياش را پاستور عربده ميزند، مقعدش خونين است.
اي رهبر فرزانه! آخر چرا تو اينقدر بد كردي؟
سيمرغ روحاني آقا! يك بار هم روي نيزهي ميدان حر بشين
كلاغهاي سيصدسالهي مدفوعخورت خُب خسته ميشوند
از بس كه تو بالا ميپري اي عارف رباني.
نيزهي حر اما بد نيست، روي آن استراحتي بكن
تو خيلي خستهاي، حالات خوب نيست.
بدن عليل و جان بيارزشي داري سيمرغ فرزانه!
بر قلهي قاف با كلاغهايات كه رسيدي
شافاش بكن.خوب ميشوي به خدا.
شعر از تيتان
hajab hali kardam. be omid e roozi ke az tokhm akhoond ha ro dar bezanim ba ham.
پاسخ دادنحذف